هیماهیما، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 5 روز سن داره

دخترم هدیه زیبای خدا

خبردادن به مامانی

1393/4/18 10:55
نویسنده : هما
136 بازدید
اشتراک گذاری

دختر قشنگم ما مشهد بودیم که  صبح روز 92/12/25 این خبر خوش رو به هانیه (دخترخالم) هم دادم و اونم کلی ذوق کرد و  به بهانه خرید رفتیم بیرون .یک صبح قشنگ بارونی بود و بارون میزد و ماهم زیر بارون قدم میزدیم رفتیم و از سونو گرافی شوریده وقت گرفتیم واسه بعداز ظهر و دوباره عصر به بهانه خرید بیرون زدیم .خلاصه بعداز ظهر که سونو رو انجام دادیم و برگشتیم خونه شب قرار بود با مامانی و هانیه بریم حرم.من تا اون وقت چیزی به مامانی نگفته بودم.منتظر یه وقت مناسب بودم.خلاصه اون شب باهم رفتیم حرم و وقتی مامانی زیر گنبد روبروی ضریح ایستاده بود و دعا میکرد آروم رفتم کنارش و تو گوشش گفتم واسه نی نی منم دعا کن.باورش نمیشد هاج و واج نگام میکرد و بعد کلی ذوق کرد و دعوام کرد که چرا زودتر نگفتم....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)